Author: روابط عمومی

بررسی عوامل مقاومت و پایداری ایران در جنگ رمضان به قلم هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

06 May 2026

News Code : 46879007

View Count : 146

دکتر حاکم قاسمی، هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام‌خمینی(ره)در مقاله ای به عوامل مقاومت و پایداری ایران در جنگ رمضان پرداخت.

دکتر حاکم قاسمی، هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام‌خمینی(ره)در مقاله ای به شرح زیر به عوامل مقاومت و پایداری ایران در جنگ رمضان پرداخت.

 

عوامل مقاومت و پایداری ایران در جنگ رمضان  

    با تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران، در حالیکه متجاوزان تسلیم زودهنگام ایران را پیش بینی می کردند، ایران با مقاومت و واردکردن ضربات سنگین به متجاوزین شگفتی آفرید. زیرا در حالیکه کشورهای مختلف از جمله قدرتهای اروپایی در مقابل زیاده خواهیهای آمریکا منفعل بودند و واکنشی نشان نمی دادند، ایران به عنوان کشوری درحال توسعه، در مقابل آمریکای ابرقدرت مقاومت را برگزید، و نه تنها تسلیم شدن و واگذاری امتیاز به متجاوزین را رد کرد، بلکه با تاکید بر حقوق و منافع خود مسیر مقابله با متجاوزان را در پیش گرفت. پرسش این است که ایران چرا مقاومت می کند و حتی بر ادامه آن تا پشیمانی متجاوزین تاکید دارد؟ بسیاری در پاسخ به این پرسش به تهدیدات وجودی این جنگ برای ایران اشاره، و تاکید می کنند که ایران برای حفظ موجودیت خود تلاش می کند. بنابر این چاره­ای جز مقاومت ندارد. اما با توجه به راهبرد انتخابی تهران، به نظر می رسد ایران علاوه بر تلاش برای حفظ موجودیت، به تاثیرات بلند مدت این جنگ و نقش آن در شکل گیری آینده در حال ظهور نیز توجه دارد. در واقع ایران علاوه بر تلاش برای دفاع از موجودیت و تامین منافع حیاتی خود می کوشد، از شکل گیری آینده­ای که آمریکا و اسرائیل در پی ایجاد آن هستند جلوگیری نماید. بر این اساس مقاومت ایران را در جنگ رمضان می توان با رویکردهای متفاوت و با توجه به عوامل مختلفی به شرح زیر تبیین و معرفی کرد:

  1. باور به ماموریت تاریخی: ایران با توجه به موقعیت ژئوپلتیک­اش در طول تاریخ بلندمدت خود همواره با حملات و تهاجم بیگانگان روبرو بوده است. در مواجهه با این حملات، ایرانیان همواره مقاومت و رویارویی با بیگانگان متجاوز را انتخاب کرده­اند. فرایند رویارویی ایرانیان با بیگانگان مهاجم با فراز و فرودهای مختلفی همراه بوده و نتایج متفاوتی به همراه داشته است. در برخی ایرانیان به پیروزی دست یافته اند، اما در برخی از دستیابی به پیروزی باز مانده اند، و مهاجمان غلبه کرده­اند. نسل امروز وقتی به گذشته می نگرد با افتخار از پیروزهای گذشته یاد، و از انها احساس غرور می کند، و عاملان پیروزی­های تاریخی را می ستاید. اما وقتی ناکامیها و شکستها را به یاد می آورد، غمگین می شود و افسوس می خورد، و به سرزنش عاملان موثر در رقم خوردن شکستها می پردازد. با این رویکرد و ذهنیت تاریخی، نسل امروز (بویژه از این نظر که با توجه به گفتمان جاری خود را در یک ماموریت تاریخی برای رقم زدن سرنوشت جامعه تصور می کند) می کوشد با مقاومت خود وضعیتی را رقم بزند که نتیجه آن پیروزی باشد، تا در آینده به عنوان نسلی که به وظیفه و ماموریت تاریخی خود به درستی عمل کرده و موجب افتخار و غرور ملی شده شناخته شود، نه اینکه به عنوان نسلی که در اجرای مسئولیت تاریخی­اش کوتاهی نشان داده مورد سرزنش قرار گیرد.    
  2. ملیت و ملی گرایی ایرانی: با رویکردی ملی گرایانه ایران جامعه و دولتی کهن و تاریخی است. هر ایرانی خود را متعلق به این جامعه و دولت می داند. این احساس جمعی، هویت و ملیت ایرانی را شکل داده است. ملیت ایرانی صرفا مبتنی بر عناصری چون نژاد، قومیت، زبان، مذهب، ... نبوده، بلکه حاصل ترکیبی از عناصر مختلف است که در طول تاریخ با یکدیگر در هم تنیده شده و روح جمعی و هویت ایرانی را شکل داده است. این روح جمعی و هویت، همواره در مواجهه با حملات و تهاجمات بیگانگان به فلات ایران تقویت و مستحکم تر شده است تا جایی که  عنصر دشمن خارجی یکی از عوامل همبسته ساز و زایش هویت ایرانی در میان اقوام مختلف ساکن در فلات ایران شناخته می شود. احساس تعلق به ملیت و هویت ایرانی، احساس مشترکی است که ایرانیان را به هم پیوند می زند و آنها را برای مقابله با تهدیدهایی که ملیت و هویت ایرانی را هدف قرار داده اند، همبسته و یکپارچه می سازد و در یک مسیر قرار می دهد. ایرانیان هرگونه تهدید ضد هویت و ملیت ایرانی را تهدید خود می دانند و لذا آن را بر نمی تابند و می کوشند به مقابله با تهدید بپردازند و از هویت و ملیت خود دفاع کنند. در جنگ رمضان نیز حمله امریکا و اسرائیل، حمله به هویت و ملیت ایرانی شناحته شد و لذا با غلیان احساسات ملی، ایرانیان را همبسته و یکپارچه ساخت و برای مقاومت در برایر این حمله و تلاش برای دفع آن به میدان آورد.
  3. اعتقادات و باورهای دینی: اعتقادات و باورهای دینی در شکل گیری و استحکام بخشی به هویت و ملیت ایرانی نقش دارند و بخشی از این هویت و ملیت شناخته می شوند. بنابر این از این نظر در ظهور و بروز مقاومت ایرانیان در مقابل دشمن خارجی موثرند. اما برخی از این اعتقادات و باورها، صراحتا مقابله با دشمن را تجویز می کنند و برای افراد معتقد به این اعتقادات و باورها، عمل کردن به آنها عمل به واجب شرعی و دینی محسوب می شود. از این نظر این اعتقادات و باورها عامل انگیزشی بسیار مهمی در رویارویی با دشمن خارجی است و انگیزه قدرتمندی برای مقاومت و مبارزه با دشمن بیگانه فراهم می سازد. این اعتقادات و باورها متعددند. قاعده نفی سبیل که بر تلاش و مبارزه برای مسدود کردن راهها برای شکل گیری سلطه بیگانه تاکید دارد، و باور به ذلت ناپذیری و ضرورت مقابله با سیاستها و برنامه هایی که به ذلت و خواری در مقابل بیگانگان منتهی می شود از جمله این باورهاست. جنگ رمضان که با آغاز آن مقامات امریکایی صراحتا بر تسلیم ایران و بازگشت سلطه امریکا بر منابع ایران تاکید داشتند، به عنوان جنگی برای بازگشت و اعمال سلطه امریکا بر ایران شناخته شد. وضعیتی که با توجه به باورهای دینی ایرانیان پذیرش آن پذیرش ذلت و خواری است. این باورها مقاومت در مقابل تجاوز امریکا و اسرائیل را به عنوان عمل به واجب شرعی و برای دفع سلطه بیگانه، و حفظ عزت ایران و ایرانیان معرفی می­کنند، و بر این اساس انگیزه لازم و قدرتمندی برای مقاومت و پایداری ایرانیان در مقابل متجاوزین فراهم می سازند.      
  4. تصویر پساجنگ غرب آسیا: با آغاز جنگ رمضان آمریکا و اسرائیل تصویری که از دوره پساجنگ در منطقه غرب آسیا ترسیم کردند، تصویری است که از یک سو نظم مبتنی بر سلطه امریکا بر منابع منطقه­ای را نوید می داد، و از سوی دیگر بر گسترش مرزهای جغرافیایی اسرائیل و برتری این رژیم در این نظم تاکید داشت. نظمی که مد نظر امریکاست نظمی است که ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای در آن جایی ندارد. در این نظم ایران به کشوری ضعیف تبدیل شده و جایگاه آن از جایگاه یک قدرت منطقه ای موثر به جایگاه یک بازیگر تابع و پیرو تنزل می یابد. از این رو در چارچوب ساختار و قواعد تعیین شده بوسیله آمریکا و هم پیمانانش به ایفای نقش خواهد پرداخت. در مقابل اسرائیل به عنوان متحد ویژه امریکا دست برتر را در منطقه خواهد داشت، و زمینه برای پیگیری و عملیاتی کردن ایده اسرائیل بزرگ( آنچنانکه نخست وزیر اسرائیل به آن اشاره داشت) فراهم خواهد شد. ترسیم این تصویر برای دوران پساجنگ منطقه غرب آسیا انگیزه لازم را برای ایرانیان برای دفاع از جایگاه کشور خود و جلوگیری از اجرایی شدن نقشه متجاوزان فراهم آورد و آنها را در مقابله با متجاوزان متحد ساخت. 
  5. مقابله با وضع طبیعی در حال ظهور: با توجه به سیاستهای دولت آمریکا در اغلب تحلیلهای مربوط به روابط بین الملل بر ایجاد تغییر و چرخشی اساسی در سیاست بین الملل تاکید می شود. امریکا با عمل بر مبنای "سیاست قدرت" قواعد و قوانین بین المللی را به حاشیه رانده است. با این سیاست حقوق بین الملل به عنوان منشا مشروعیت اقدامات، اعتبار خود را از دست می دهد. لذا قدرت دولتهاست که برای اقدامات آنها مشروعیت می آورد. با این دیدگاه هر دستاوردی با اتکا به قدرت، مشروع است. لذا دولتها برای تامین منافع خود می توانند تنها با اتکا به قدرت، و نادیده گرفتن حقوق و نهادهای بین المللی به هر اقدامی دست بزنند. بنابر این هر بازیگری که قدرتمند است می تواند برای تامین منافع خود بدون هیچ محدودیت و مواخذه ای بازیگران ضعیف تر از خود را تحت فشار قرار دهد و حتی به آنها حمله کند. این وضعیتی است که به تعبیر هابزی "وضعیت طبیعی" شناخته می شود و قانون جاری و ساری در آن "قانون جنگل" است. گرچه تمامی کشورها از جمله متحدین امریکا، از این سیاست امریکا ابراز نارضایتی کرده و با آن مخالفت ورزیده اند، اما جرات اقدام برای مقابله با آن را به خود نداده اند. در این وضعیت کشورها یا باید تسلیم امریکا شوند یا به مقابله با سیاستهای آن بپردازند. ایران به عنوان کشوری که قربانی این سیاست شده و بر اساس این سیاست مورد حمله قرار گرفته، بر اساس باورهای دینی و مذهبی خود تسلیم را نمی پذیرد، و لذا راهی جز مقاومت ندارد. بنابر این می کوشد با مقاومت و دفاع از خود، از رقم خوردن وضعیت به نحوی که امریکا ترسیم کرده جلوگیری کند. از این روست که قدرت نمایی و مقاومت ایرانیان نه تنها می تواند از آنها در مقابل تجاوز آمریکا و اسرائیل محافظت کند، بلکه می تواند سیاست بین الملل را نیز تحت تاثیر قرار دهد و شکل گیری وضع مورد نظر آمریکا را با چالش روبرو نماید.

حال اگر به این پرسش برگردیم که چرا ایرانیان مقاومت می کند؟ و چرا خود را ملزم به مقاومت تا پشیمانی متجاوزین می دانند؟، باید به غیر از عامل تهدیدات وجودی که موجودیت ایران را تهدید می کنند، به عوامل دیگری نیز توجه شود. عواملی که آینده و شرایط زیست سیاسی در آینده را تحت تاثیر قرار می دهد. باور به ماموریت تاریخی، احساس ملیت و ملی گرایی ایرانی، اعتقادات و باورهای دینی ضد سلطه و ضد پذیرش ذلت، مخالفت با تصویر پساجنگ ترسیم شده برای غرب آسیا، و قرار گرفتن در وضعیتی طبیعی که مقاومت را الزامی ساخته، از جمله این عوامل است. با توجه به این عوامل، مقاومت ایرانیان در جنگ رمضان نه تنها آینده ایران بلکه آینده منطقه و سیاست جهان را تحت تاثیر قرار می دهد. میل به مقاومت در میان نیروهای نظامی و سیاستمداران از یک سو و اجتماعی شدن آن از طرف دیگر، به عنوان یک ظرفیت و عامل انگیزشی، تقویت قدرت و توان ملی را در پی دارد که در شرایط جنگی در پیشبرد فرایند جنگ برای تحقق اهداف نطامی موثر است. اما از آنجا که جنگ نمی تواند دائمی باشد و دیر یا زود پایان می یابد، استفاده از قدرت ناشی از میل به مقاومت را نباید منحصر به کاربردهای نظامی و استفاده در زمان جنگ دانست، بلکه بهره گیری از آن برای رقم زدن چگونگی پایان جنگ، و دوران پساجنگ نیز اهمیت می یابد. این امر تا حد زیادی به توانایی تبدیل این ظرفیت به قدرت و توان سیاسی و استفاده از آن در دیپلماسی، و یا تبدیل آن به قدرت و ظرفیت اجتمامی و بهره گیری از آن در مواجهه با چالشهای پساجنگ، بستگی دارد. از این رو در حالیکه در شرایط جنگی از این ظرفیت برای اهداف نظامی استفاده می شود، می توان با تبدیل آن به قدرت و توانایی در حوزه های دیگر از جمله برای پیگیری اهداف سیاسی و دیپلماتیک، یا گذر از بحرانها و چالشها چه در زمان جنگ و چه دوران پساجنگ استفاده کرد.    

حاکم قاسمی، هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)-  1405/1/12      

أضف تعليقات